خرید بک لینک
حالا که مینویسم، احتمالاً یک یا دو شب قبل از عقدمان است

برچسب: هفده, نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:32

خــدایم یاری کرد ُ صادر نمود جوازِ پُستِ شماره یِ "یک" را .. کلیک

الحمدالله رب العالمین :)

- و خــدایم آن ـقَدر فراتَر از تصوّرِ من، یاریـمان کرد ُ آن ـقَدر سرمان گرمِ دل ـخوشی هایمان است که هنوز فرصتِ تقدیمِ این "دل ـآنه ـنوشت" ها بر تـو نیامده .. (:

برچسب: هجده, نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:32

تـو همـ . :) کلیک

برچسب: نوزده, نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:32

بعد از این که از بدرقه ـات به خانه آمدم، نه از سَرِ دل ـخوشی، بلکه به اجبارِ مزّه ی خونی که در دهانم پیچید، رژ لبِ صورتی ـام را سَرسَری روی لب هایم کشیدم ُ خوابیدم .. تا فردا شَبَش هنوز رژ لب داشتم .. این فاجعه است .. میدانی که چه میگویم ؟

- اولین بار که بعد از عقد، هزار ُ زیاد کیلومتر دور شدیم ..

برچسب: بیست, نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:32

روزَت مبارک یگانه یِ قلبمــمَردِ من :)

برچسب: بیست, نویسنده: نگار صالحی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:32

صفحه بندی